اقبال يغمايى ( گردآورنده )
5
شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )
خداى دانا و مهربان را كه به ما ارزانى داشته نشناسيم ، هميشه گرفتار حرمان و فقر و بينوايى باشيم ، براى پوشاك و تهيهء كفش و كلاه و ديگر وسايل زندگى حتى سوزن و نخ چشم به دست بيگانگان بدوزيم ! قباى من و عمامهء فلان روضهخوان هم ساخته فرنگيان است ، و اگر آنها به ما ندهند بىقبا و عمامه مىمانيم . چرا بايد چنين باشيم ؟ مگر خداى بزرگ و مهربان ما را از هوش و استعداد غربيان محروم كرده است ؟ نه ؛ به ما هم هوش و استعداد داده ، اما بر اثر بدآموزيها آن را ضايع و باطل مى كنيم . چرا ما نبايد لااقل چند كارخانهء پشمريسى و پارچهبافى بزرگ داير كنيم ؟ چرا بازرگانان ما به جاى اينكه پارچه از خارج وارد كنند سرمايه روى هم نمى - گذارند و به شركت ، كارخانه نمىآورند ؟ اى مردم ، اگر بچهتان بيمار شد بايد به درمان او بكوشيد ، اگر كسى در معالجهء بيمارش سهلانگارى كند و چنانچه مرد بگويد : « خواست خدا بود ؛ او داد و گرفت » غلط و كفر گفته . در اسلام علم دين و علم طب از ديگر علمها برتر شمرده شده و اين نشان اين است كه مواظبت از تن ، و معالجهء بيمار واجب است . مردم ، بايد كار كنيد و از راه كوشش تحصيل روزى كنيد . كسى كه مثل عاجزان از جاى نجنبد ، كار نكند ، و بگويد : خدا روزىرسان است كافر است . » سيد جمال هرروز به نوعى و به زبانى مردم را عليه بيدادگرى و استبداد و روحانى نمايان قشرى برمىانگيخت . سرانجام بر اثر دلالت و موعظت وى و حاج ميرزا نصر الله بهشتى و شيخ احمد كرمانى جمعى از بازرگانان اصفهان به منظور ترويج صنايع وطن ، روز شانزدهم شوال 1316 با سرمايهء يكصد و پنجاه هزار تومان شركتى به نام « شركت اسلاميه » تشكيل دادند و مديريت آن را به اديب التجار سپردند . علماى اصفهان نيز به خاطر حمايت از شركت كه مروج منسوجات وطن بود لباس و عبا و عمامهء خود را از بافتههاى داخلى فراهم كردند . پس از اينكه كوششهاى مؤسسان انجمن ترقى در اصفهان به ثمر رسيد انجمن تصميم كرد فعاليت خود را در اين زمينه در شهرهاى بزرگ ايران گسترش دهد و